پاییز، فصل رفتن برگهاست؛ اما گاه در همین فصل خزان، نامی دوباره جوانه میزند.
عصر پنجشنبه، دوم مهرماه ۱۴۰۵، کتابخانه فاخر جندیشاپور ایرانمال میزبان آیین بزرگداشت حسن اسدی، شاعر و ادیب نامآشنای متخلص به «شبدیز» بود؛ شاعری که در گستره شعر فارسی و ترکی، افزون بر آفرینش ادبی، عمر خویش را صرف آموزش، پرورش استعدادهای جوان، برپایی انجمنهای ادبی و حمایت از انتشار آثار فرهنگی کرد.
این مراسم به همت کانون ادبی دلنویس به مدیریت بانو ندا غفارزاده، دکتر سعدیار، شاگردان و دوستداران شبدیز و با حضور جمعی از شاعران، ادیبان و اهالی موسیقی برگزار شد؛ آیینی که بیش از آنکه مجلس یادبود یک شاعر باشد، روایت زنده ماندن شعر در حافظه فرهنگی یک نسل بود.
🌱 از سراب تا دبیرستانهای تهران
در آغاز مراسم، دکتر سعدیار، مجری برنامه، با مرور فرازهایی از زندگی ادبی شبدیز، از مسیر او از سراب تا تهران و از کلاسهای درس تا انجمنها و محافل شعر و ادب سخن گفت. شبدیز تنها شاعر شعرهای خویش نبود؛ او برای بسیاری از جوانان، معلم شعر و زندگی ادبی بود.
ذوق جوشان ادبی و روحیه فرهنگی او، محفلش را به بستری برای بالندگی جوانان و علاقهمندان ادبیات تبدیل کرده بود. پایهگذاری انجمن شبدیز تهران، برگزاری کارگاههای شعر و کتابخوانی و راهنمایی نسل جوان، بخش مهمی از کارنامه فرهنگی او را شکل میدهد. او همزمان مدیریت انتشارات گلباران را نیز برعهده داشت و برای نشر و معرفی آثار فاخر ادبی تلاش کرد.
شبدیز در حصار یک زبان نماند؛ فارسی و ترکی در جهان شعری او دو بال یک پرواز بودند. کارنامه ادبی او از همین منظر، آیینهای از عواطف عمیق انسانی و پیوند فرهنگ و زبان است.
🌱 گلبارانِ واژهها در کارنامه شاعر
از آثار شبدیز میتوان به «شبتاب در یلدا»، «صدای شیون گلها»، «درفش آتش»، «شعرهای نیمایی»، «گونش پیالهسی»، «بابک گل»، «ریشه در عطش»، «اپرای کمربند»، «آسمان را کمی تکان بدهیم» و «طلایهداران غزل معاصر ایران» و دیگر آثار اشاره کرد.
این عناوین تنها فهرستی از آثار یک شاعر نیستند؛ هرکدام بخشی از جهان ذهنی شاعری را روایت میکنند که در جستوجوی پیوند انسان، احساس، زبان و فرهنگ بود.
شبدیز سرانجام در مردادماه ۱۴۰۴، در ۶۸ سالگی، آرام گرفت؛ اما برای شاعری که بخشی از زندگی خود را صرف زنده نگهداشتن شعر در نسلهای پس از خود کرده است، مرگ نمیتواند پایان روایت باشد.
🌱تلفیق شعر، موسیقی و خاطره
در ادامه مراسم، استاد ابراهیم زاهد، موسیقیدان، شاعر و ادیب، به هنرنمایی پرداخت. سپس خانمها غفارزاده، جاویدپور، فریبا اسلامی، تیمورنژاد،خاکی و شهلا اسماعیلی با خوانش آخرین سرودههای خود، یاد و نام شبدیز را گرامی داشتند.
سخنان دکتر صداقت و استاد کتابدار نیز ابعاد دیگری از زندگی و شخصیت ادبی شبدیز را برای حاضران روایت کرد و پنجرههایی به زوایای کمتر دیدهشده حیات فرهنگی او گشود.
در این میان، این مصرع در فضای مراسم طنینانداز شد:
«آن باده که در خمره احساس نجوشد…»
و چه تعبیری نزدیکتر از این برای شاعری که شعر را نه صرفاً در بازی با کلمات، بلکه در جوشش احساس و تجربه انسانی جستوجو میکرد.
🌱ساز آشیقی در ازدحام ایرانمال
در ادامه، گروه موسیقی استاد آشیق رمضان خدابنده به اجرای برنامه پرداخت.
اگرچه قطعی صدا برای دقایقی برنامه را با وقفه مواجه کرد، اما هنرنمایی استاد خدابنده و گروه همراهش چنان شور و جذابیتی آفرید که شماری از رهگذران بازار بزرگ ایرانمال نیز ایستادند و نظارهگر و مشوق اجرای آنان شدند.
این صحنه، جلوهای از قدرت هنر بود؛ اینکه نغمه اصیل، حتی در میانه هیاهوی یک مجموعه بزرگ تجاری، میتواند رهگذران را به ایستادن، شنیدن و تأمل دعوت کند.
در بخش پایانی نیز جمعی از شاعران حاضر، از جمله استادان قیزیلقلم،عاقد سرابی و زارعی، تازهترین سرودههای خود را قرائت کردند و سهمی دیگر در زنده نگهداشتن یاد و نام شبدیز ایفا کردند.
🌱 شاگردی که از استاد میگوید
در حاشیه مراسم، استاد زارعی، از شاگردان شبدیز، در گفتوگو با خبرنگار صدای معلم از خاطرات خود با استاد سخن گفت.وی حسن خلق، روحیه شاعرانه و شیوه آموزشی شبدیز را از مهمترین عوامل علاقهمند شدن بسیاری از دانشآموزان به ادبیات، شعر و شاعری دانست.
زارعی همچنین آموزش بیمنت، احاطه و اشراف استاد بر ادبیات و شناخت ظرائف زبانهای فارسی و ترکی را از ویژگیهای برجسته شبدیز برشمرد؛ ویژگیهایی که شخصیت او را برای شاگردانش به چهرهای ماندگار تبدیل کرده بود.
و شاید مهمترین میراث شبدیز نیز همین باشد؛ نه فقط کتابهایی که از او به جا مانده، بلکه انسانهایی که به واسطه او با شعر و ادبیات آشتی کردند. در پایان علاقمندان را با دو شعر کوتاه از استاد شبدیز تنها میگذارم.
اگر ز باغِ سکوتم، فغان، جوانه زند
ز ترزَبانیِ من، صد زبان، جوانه زند
اگر زچشمه اندیشه، جرعهای نوشم
زدشت باور من، صد گمان،جوانه زند
گونش باتدی قارانلیق دریاسیندا
بوغولموشدو بورلوغان دالغاسیندا
قارانلیق پردهسیندن یوخدو قورخوم
گونش قالماز بولودلار دالداسیندا
رضا قاسمپور روزنامهنگار و پژوهشگر فرهنگی
https://sarzaminemana.ir/?p=44069








