شبکه نوآوران ملل به مثابه بازیگر تحولآفرینی که توسعه را نه صرفاً در ساخت زیرساختها، بلکه در ساختن انسانها، پیوندها و معناهای تازه میداند، برنامه پیشنهادی خود را بر سه ستون هویتبخشی، نوآوری انسانمحور و مشارکت حقیقی شهروندان استوار ساخته است . در این چارچوب، انتخاب تبریز به عنوان هاب نوآوری انسانمحور جهان و ذیل پروژه تمدنی کریدور نوآوری انسانمحور سهند، نه یک عنوان نمادین، بلکه مأموریتی است که همزمان مزیتهای تاریخی، صنعتی و دانشگاهی این خطه را فرا میخواند. تحقق این مأموریت بدون ارتقای دانشگاه تبریز به دانشگاه نسل پنجم و فراتر از آن، نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت راهبردی است.
دانشگاه نسل پنجم با تکیه بر هوش مصنوعی، شخصیسازی آموزش و پژوهش کاربردی، نهادی انسانمحور، اخلاقمدار و بدون مرز را صورتبندی میکند . تجربه طرح مفهوم دانشگاه نسل پنجم در دانشگاه تبریز نشان میدهد که این دانشگاه در مسیر بازتعریف نسبت خود با فناوری و جامعه قرار گرفته است. اما توقف در این نسل، خطای راهبردی خواهد بود. مسیر تحول از نسل پنجم به نسل ششم و فراتر از آن، گذاری عمیق به سوی توسعه انسانی و جامعهسازی است. دانشگاه نسل ششم در مراحل ابتدایی تکوین خود، بر تلفیق علم، جامعه و انسان با تکیه بر فناوریهای نوین تمرکز دارد و از مرزهای آموزش آنلاین و از راه دور فراتر میرود تا از مجموع علوم بهره گیرد . ویژگی محوری این نسل، حرکت از خدمت به جامعه به خلق ارزش اجتماعی پایدار و تبدیل دانشگاه به کنشگری فعال در حل چالشهای تمدنی است.
در نسل ششم، مرزهای میان رشتهها به شدت درهم میآمیزد. پیوند دانشکده مهندسی کامپیوتر با دانشکده مدیریت در حوزه علوم شناختی و هوش مصنوعی، الگویی برای تولید دانش کاربردی است که مسئلهمحوری را جایگزین رشتهمحوری صرف میکند. فراتر از نسل ششم، دانشگاه به سمت زیستبوم نوآوری حرکت میکند که در آن یادگیری، پژوهش و کارآفرینی در هم تنیده میشوند و دانشگاه تبریز به عنوان گره مرکزی شبکهای از بازیگران دولتی، صنعتی و اجتماعی عمل میکند. در این آینده، هوش مصنوعی نه به عنوان یک ابزار، بلکه به عنوان همکار شناختی در فرایند یادگیری و کشف علمی حضور دارد و بر قضاوت ارزشی و انسانیت تأکید میشود.
نقش دانشگاه تبریز در ارتقای تبریز به هاب نوآوری انسانمحور جهان را میتوان در چند محور عملیاتی صورتبندی کرد. نخست، تولید دانش مرجع در حوزه نوآوری انسانمحور: دانشگاه با بهرهگیری از ظرفیتهای پژوهشی خود، چارچوبهای نظری و شاخصهای سنجش نوآوری انسانمحور را تدوین میکند و آن را به عنوان زبان مشترک میان بازیگران هاب تبریز عرضه میدارد. دوم، تربیت نیروی انسانی با شایستگیهای نسل ششم: پرورش شهروندانی جهانی و اخلاقمدار که توان زیست در جهان پیچیده پیش رو را داشته باشند، نه نیروی کار صرف برای بازار. سوم، ایجاد پلتفرم همآفرینی میان دانشگاه، صنعت و جامعه: دانشگاه تبریز میتواند با راهاندازی آزمایشگاههای زندگی و پروژههای مسئلهمحور مشترک با شهرداری، صنایع و نهادهای مدنی، فاصله میان دانش و عمل را کاهش دهد.
چهارمین محور، حکمرانی اخلاقی و حقوقی فناوریهای همگرا است. از نگاه متخصصین شبکه نوآوران ملل، چالش اصلی این تحول نه فناوری، بلکه حکمرانی و ایجاد زیرساختهای اخلاقی و حقوقی برای هدایت این مسیر است. دانشگاه تبریز میتواند با تأسیس نهادهای پژوهشی در حوزه اخلاق فناوری و سیاستگذاری نوآوری، خلأ حکمرانی را پر کند و الگویی برای سایر هابهای نوآوری در جهان ارائه دهد. پنجم، دیپلماسی علمی و شبکهسازی بینالمللی: هاب نوآوری انسانمحور جهان بودن، مستلزم اتصال به شبکههای جهانی دانش و نوآوری است. دانشگاه تبریز با تکیه بر پیشینه تعاملات علمی خود، میتواند پل ارتباطی میان هاب تبریز و نهادهای بینالمللی فعال در حوزه نوآوری انسانمحور باشد.
برنامه پیشنهادی شبکه نوآوران ملل برای تبریز، در صورت تحقق، الگویی خواهد بود که در آن هویت تاریخی و فرهنگی شهر نه به عنوان یک میراث موزهای، بلکه به عنوان سرمایهای زنده در خدمت نوآوری قرار میگیرد. شبکه نوآوران ملل با داشتن پایگاه دانش و مراکز نوآوری در سطح کشور، ظرفیت لازم برای تسهیل این مسیر را داراست . اما آنچه این مسیر را از یک پروژه تبلیغاتی به یک تحول پایدار متمایز میکند، تعهد دانشگاه تبریز به گذار از نسل پنجم به نسل ششم و فراتر از آن است. در این چشمانداز، دانشگاه تبریز نهادی است که با تکیه بر خرد جمعی و فناوریهای همگرا، مسئولیت شکلدهی به آیندهای پایدار و انسانی را بر عهده میگیرد و رسالت خود را نه تنها تربیت نیروی کار، بلکه پرورش شهروندانی جهانی و اخلاقمدار برای زیست در جهان پیچیده پیش رو تعریف میکند.
دکتر ناصر عظیمی بنیانگذار نوآوران ملل
https://sarzaminemana.ir/?p=46940







