بنیاد ایرانشناسی شعبه البرز، بهجای بازتولید روایتهای فردمحور، باید به کانونی ملی برای پژوهش مستند، نقد علمی و همافزایی نخبگان مستقل تبدیل شود.
تاریخ، حافظه مکتوب یک ملت و میراث مشترک نسلهاست؛ نه ملک شخصی افراد و نه محصور در مناسبات حلقههای محدود.
تاریخنگاری مسئولانه بر سند، روش علمی، راستیآزمایی و پذیرش نقد استوار است. خاطرات شفاهی، هرچند ارزشمند، تا زمانی که گردآوری، تطبیق و ارزیابی نشوند، بهتنهایی سند قطعی تاریخی نیستند. مرز میان تاریخپژوهی و تاریخسازی، التزام به شواهد و اخلاق حرفهای است.
📌 تاریخنگاری مسئولانه و علمی
البرز، با تنوع قومی و زبانی، پیشینه مهاجرتی و ظرفیتهای دانشگاهی و فرهنگی، شایسته روایتی مستند، چندصدایی و مستقل از تاریخ خویش است؛ نه روایتی برآمده از سلیقههای فردی و مناسبات محفلی.
دکتر مهراب رجبی، رئیس بنیاد ایرانشناسی شعبه البرز، شخصیتی فرهیخته، متواضع و اندیشمند است؛ اما اعتبار یک نهاد علمی نباید به منش مدیر یا حلقه همکاران پیرامونی او فروکاسته شود. انتظار میرود بنیاد با تشکیل شبکهای فراگیر از استادان دانشگاه، تاریخپژوهان، باستانشناسان، مردمشناسان و پژوهشگران مستقل، معیار مشارکت را بر صلاحیت علمی، استقلال فکری و کارنامه پژوهشی استوار کند، نه نزدیکی شخصی و تعلق محفلی.
📌از توبهنامه امروز تا ضرورت بازنگری در مناسبات پژوهشی
اگر امروز شاهد انتشار متنی با عنوان «توبهنامه» از سوی دکتر حسین عسکری هستیم، باید این پرسش را نیز مطرح کنیم که آیا فردا ممکن است دکتر مهراب رجبی یا پژوهشگری دیگر، تحت تأثیر فشارهای محیطی و مناسبات ناسالم، از گذشته پژوهشی خود فاصله بگیرد؟ بیآنکه درباره انگیزههای اشخاص داوری قطعی کنیم، اصل مسئله شایسته تأمل است: هیچ پژوهشگری نباید برای حفظ موقعیت یا امکان همکاری، ناگزیر به انکار گذشته علمی یا عدول از استقلال فکری خود شود.

📌 راهبرون رفت از آچمز فعلی
راه برونرفت، تیمسازی مسئولانه، تخصصی و فراگیر، فارغ از حبوبغضهای قومی، تنگنظریهای منطقهای و رقابتهای شخصی است. نهاد علمی را نمیتوان بر مدار فرّ محوری و شبکه رفاقتی اداره کرد؛ بلکه باید با شورای علمی مستقل، معیارهای شفاف انتشار آثار، ارزیابی همتا، دسترسی به مستندات و امکان نقد آزاد، اعتبار پژوهشها را تضمین کرد.
📌اختلافنظر، مانع همافزایی نیست
منِ نوعی نیز با دکتر حسین عسکری، دکتر مهراب رجبی و دیگر فعالان فرهنگی البرز، نقاط اشتراک و افتراق دارم و در مقاطعی، نقدهای خود را درباره هر دو بزرگوار صریح و شفاف منتشر کردهام. با این حال، نقد یک فرد به معنای نفی تمام ظرفیتهای او نیست؛ همانگونه که احترام به اشخاص نباید مانع نقد عملکرد و مطالبه اصلاح شود.
باید بیاموزیم که میتوان با دیدگاههای یکدیگر مخالف بود، اما برای اهداف مشترک همکاری کرد. بلوغ فرهنگی در تحمل تفاوتها، نقد بدون تخریب و همکاری بدون الزام به همفکری کامل معنا مییابد. انرژیهای پراکنده نخبگان البرز، اگر درگیر رقابتهای فردی و مرزبندیهای محفلی بمانند، فرسوده میشوند؛ اما با تقسیم کار تخصصی، قواعد شفاف و اعتماد متقابل، به سرمایهای همافزا و اثرگذار تبدیل خواهند شد.

📌ایرانشناسی؛ مسئولیتی ملی میهنی
ایرانشناسی ملک شخصی هیچ فرد یا گروهی نیست؛ مسئولیتی ملی در برابر حقیقت و حافظه تاریخی جامعه است. بنیاد ایرانشناسی شعبه البرز زمانی به جایگاه مرجع علمی نزدیک میشود که اعتبار آثار را نه با نام و نفوذ نویسندگان، بلکه با قوت اسناد، استحکام استدلال و قابلیت نقد علمی بسنجد.
البرز به تاریخسازی نیاز ندارد؛ به تاریخنگاری مستند و مسئولانه نیازمند است. پاسداری از این میراث، نه با حلقههای بسته و فردمحوری، بلکه با استقلال پژوهشگر، خرد جمعی، انصاف و شجاعت پذیرش نقد امکانپذیر خواهد شد.
رضا قاسمپور روزنامهنگار و پژوهشگر فرهنگی






