×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : جمعه, ۱ آبان , ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Friday, 23 October , 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 14 خبر
روایتی از هشتاد و چهارمین رویداد فرهنگی‌ـ‌اجتماعی «گپ» با حضور سیاوش صفاریان‌پور

عصر چهارشنبه، ۲۹ مهرماه ۱۴۰۵، هشتاد و چهارمین رویداد فرهنگی‌ـ‌اجتماعی «گپ» با حضور سیاوش صفاریان‌پور و جمعی از علاقه‌مندان در فرهنگسرای مهارادِ مهرادمال عظیمیه کرج برگزار شد؛ نشستی که از علم و رسانه آغاز شد، به امید و ترس رسید و سرانجام بر یکی از بنیادی‌ترین ضرورت‌های جهان معاصر مکث کرد: در روزگار گسترش خشونت و تعمیق شکاف‌ها، چگونه می‌توان امکان گفت‌وگو را زنده نگه داشت؟

صفاریان‌پور در این نشست، با اجرای طنازانه علی بهرامی، از تجربه‌های رسانه‌ای خود، فراز و فرودهای برنامه «آسمان شب»، محدودیت‌های حرفه‌ای، جهان پادکست و ضرورت صلح سخن گفت؛ روایتی از انسانی کنجکاو که با وجود نگرانی‌هایش درباره جهان، همچنان پرسیدن، شنیدن و گفت‌وگو را راهی برای ادامه دادن می‌داند.

🌱 من استاد نیستم؛ بندبازم!

صفاریان‌پور در آغاز، با فاصله گرفتن از عناوینی چون استاد، مشاور و معلم، خود را به بندبازی تشبیه کرد که حتی ممکن است چوب تعادلش را نیز از دست بدهد؛ استعاره‌ای گویا از ناپایداری زندگی و ضرورت ادامه دادن در جهانی که هیچ تضمینی برای حفظ تعادل وجود ندارد.
او کنجکاوی و ماجراجویی را از ویژگی‌های محوری شخصیت خود دانست و روزنامه‌نگاری را برآمده از همین میل به پرسیدن، کشف کردن و مواجهه با ناشناخته‌ها معرفی کرد؛ خصلتی که بعدها در برنامه‌سازی علمی و روایت تجربه‌های انسانی نیز امتداد یافت.

🌱 از ستاره دنباله‌دار تا «آسمان شب»

ورود صفاریان‌پور به تلویزیون با پیگیری خبری درباره یک ستاره دنباله‌دار آغاز شد؛ مسیری که از گروه دانش شبکه دو و دستیاری تهیه گذشت و سرانجام به برنامه «آسمان شب» رسید؛ برنامه‌ای که از سال ۱۳۸۰ به یکی از مهم‌ترین بخش‌های هویت حرفه‌ای او تبدیل شد.
او از تجربه همکاری با برنامه‌هایی چون «خندوانه» و «سلام، صبح بخیر» و تلاش برای ترویج علم در رسانه سخن گفت. بااین‌حال، پایان «آسمان شب» در سال ۱۳۹۵، پس از شانزده سال فعالیت، نقطه عطفی در زندگی حرفه‌ای او بود.
صفاریان‌پور از وابستگی عاطفی به این برنامه و تجربه روان‌درمانی برای بازشناختن خویشتن گفت؛ تجربه‌ای که به او کمک کرد با پایان مسیری هویت‌ساز مواجه شود. گاه پایان یک فصل، هرچند دشوار، می‌تواند مقدمه‌ای برای بازآفرینی خود و آغاز شیوه‌ای تازه از زیستن باشد.

🌱 ریزشادی‌ها؛ سوخت ادامه دادن

یکی از صمیمی‌ترین بخش‌های نشست، روایت صفائیان‌پور از نوسان‌های حال انسان و دشواری ادامه دادن در روزهایی بود که امید کم‌رنگ می‌شود.
او زندگی را به فاصله‌هایی پانزده‌دقیقه‌ای تشبیه کرد؛ گاهی حالش خوب است و گاهی نه. به تعبیر خودش، به چهل‌وپنج دقیقه‌ها بدبین است، اما همچنان به همان پانزده دقیقه‌های خوب امید دارد.
این نگاه، یادآور اهمیت شادی‌های کوچک در عبور از روزهای دشوار است. ریزشادی‌ها شاید کوتاه و گذرا باشند، اما می‌توانند نیروی برخاستن و ادامه دادن را در انسان زنده نگه دارند.
او همچنین از مادرش به‌عنوان مهم‌ترین انگیزه شخصی خود برای ادامه زندگی یاد کرد. از نگاه او، دانایی نیز نه به خودبزرگ‌بینی، بلکه باید به تواضع بینجامد؛ به‌ویژه هنگامی که انسان در برابر عظمت جهان و بی‌کرانگی آسمان قرار می‌گیرد.

🌱 آسمان؛ پلی فراتر از مرزها

برای صفاریان‌پور، نجوم صرفاً دانشی درباره ستارگان و سیارات نیست؛ فرصتی است برای بازنگری در جایگاه انسان و عبور از مرزبندی‌های ذهنی و جغرافیایی.
او آسمان را پلی میان انسان‌ها و شهرها دانست؛ ظرفیتی که می‌تواند علم را به ابزاری برای همدلی و صلح تبدیل کند. در برابر وسعت کیهان، بسیاری از تعصب‌ها و اختلاف‌های انسانی کوچک‌تر به نظر می‌رسند و امکان تأمل درباره اشتراکات بشری افزایش می‌یابد.
بااین‌حال، نگاه او به جهان عاری از نگرانی نبود. حمله به مدارس و مراسم عروسی، تخریب محیط‌زیست، خشکاندن تالاب‌ها و فروش خاک، بخشی از دغدغه‌هایش درباره سرنوشت انسان و سرزمین بود.
صفاریان‌پور بر اهمیت وطن و منافع جمعی مردم تأکید کرد و به تناقضی تلخ اشاره داشت: از صلح سخن می‌گوییم، اما گاه در درون خود نیز گرفتار جنگیم. شاید نخستین گام برای رسیدن به صلحی پایدار، شناخت و مهار همین تعارض‌های درونی باشد.

🌱 روزمرگی یا روزمُردگی؟

صفاریان‌پور در ادامه، از خطر گرفتار شدن در چرخه تکرار گفت؛ وضعیتی که روزها می‌گذرند، بی‌آنکه فرصتی برای پرسیدن، تجربه کردن و اندیشیدن باقی بماند.
او از نقش رادیو و تلویزیون در شکل‌گیری مسیر حرفه‌ای خود و تجربه محدودیت‌هایی چون ممنوع‌الکاری و ممنوع‌التصویری سخن گفت؛ تجربه‌هایی که در کنار نگرانی درباره سرنوشت همکاران و فعالان رسانه‌ای، نگاه او را به آسیب‌پذیری شغلی و ضرورت حفظ امکان فعالیت مستقل شکل داده‌اند.
تأکید او بر دیدن همه کودکان و توجه به سرنوشت انسان‌ها نیز بازتاب نگاهی انسانی بود که می‌کوشد از قضاوت‌های شتاب‌زده و مرزبندی‌های محدود فراتر برود.

🌱 پادکست؛ امتیاز انتخاب شدن

بخش دیگری از نشست به تجربه‌های صفاریان‌پور در دنیای پادکست اختصاص داشت؛ رسانه‌ای که به باور او، رابطه‌ای متفاوت میان تولیدکننده محتوا و مخاطب برقرار می‌کند.
او امید، فرهنگ صلح، گفت‌وگو و اندیشیدن به وضعیت جامعه را از محورهای اصلی پادکست «گپ» برشمرد و بر ویژگی مهم این رسانه انگشت گذاشت: انتخاب شدن.
در پادکست، مخاطب خود انتخاب می‌کند چه بشنود و به کدام روایت نزدیک شود. همین انتخاب آگاهانه می‌تواند رابطه‌ای شخصی‌تر و عمیق‌تر میان سازنده و شنونده ایجاد کند و به شکل‌گیری مخاطبانی وفادار بینجامد.
صفاریان‌پور همچنین بر اهمیت شیوه ارائه محتوا، شخصی‌سازی تجربه شنیدن و رعایت حریم مخاطب تأکید کرد و پادکست را نه جایگزین کتاب و رادیو، بلکه فرصتی تازه در کنار رسانه‌های دیگر دانست.
او از تجربه تولید آثاری چون «رختکن بازنده‌ها»، «خداحافظ آفریقا» و «عصر حجر» یاد کرد و به برخی آثار مورد علاقه‌اش، از جمله «رادیو دیو» و «میکلاس»، اشاره داشت. همراهانی چون خانم فقیهی و مهرداد نعیمی نیز در شکل‌گیری برخی تجربه‌های تولیدی او نقش داشته‌اند.

🌱 «رختکن بازنده‌ها»؛ روایت ترس‌های پنهان

صفاریان‌پور «رختکن بازنده‌ها» را تجربه‌ای نزدیک به ساخت یک فیلم مستند توصیف کرد؛ روایتی که نه‌فقط مخاطب، بلکه سازنده‌اش را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.
او از تأثیر عاطفی قسمت‌های پایانی این پادکست گفت و توضیح داد که آن را به خودش و کسانی تقدیم کرده است که با ترس‌هایشان زندگی می‌کنند؛ آدم‌هایی که نگران از دست دادن شغل، جایگاه یا امکان ادامه فعالیت حرفه‌ای‌اند.
در این تجربه، پادکست به بستری برای مواجهه با ترس‌های پنهان تبدیل می‌شود؛ فرصتی برای روایت آنچه معمولاً ناگفته می‌ماند. شاید پذیرش آسیب‌پذیری، نخستین گام برای شناخت ترس‌ها و یافتن راهی برای عبور از آن‌ها باشد.

🌱 گفت‌وگو؛ تنها شانس بقا

در بخش پایانی نشست، بحث به مهم‌ترین دغدغه صفاریان‌پور، یعنی صلح، بازگشت. او در جهانی آکنده از تعارض و خشونت، بر ضرورت حفظ ارتباط و تداوم گفت‌وگو تأکید کرد؛ حتی میان کسانی که اختلاف‌های عمیق فکری، سیاسی یا اخلاقی دارند.
او گفت فهرستی از آدم‌هایی دارد که از آن‌ها متنفر است، اما حاضر است با همان آدم‌ها نیز گفت‌وگو کند.
این جمله، چکیده نگاه او به گفت‌وگوست: گفت‌وگو الزاماً به معنای دوست داشتن، تأیید کردن یا چشم‌پوشی از اختلاف‌ها نیست؛ بلکه پذیرفتن ضرورت شنیدن و شنیده شدن، با وجود تفاوت‌هاست.
از این منظر، معاشرت و مجاورت می‌توانند زمینه شناخت متقابل و عبور از کلیشه‌ها را فراهم کنند. گفت‌وگو راهی برای مهار خشونت و جلوگیری از تبدیل اختلاف‌نظر به دشمنی است؛ ضرورتی که در روزگار بحران‌های فزاینده، بیش از همیشه اهمیت دارد.
در نیمه گفت‌و‌گو نسترن کیوان‌پور ژورنالیست پیشکسوت البرزی یادداشتی تأثیرگذار و متاثر از سه‌گانه جنگ تحمیلی اول قرائت و مورد تشویق حضار قرار گرفت.

🌱 ضرورت گفت‌وگوی پیش از جنگ

هشتاد و چهارمین رویداد «گپ» فرصتی برای تأمل در نسبت علم، رسانه، تجربه زیسته و مسئولیت اجتماعی بود؛ نشستی که از آسمان آغاز شد، به ترس‌ها و امیدهای فردی رسید و سرانجام بر ضرورت گفت‌وگو در جهان امروز تأکید کرد. در لحظاتی جای مجری و میهمان پاس‌کاری و جابجا می‌شد .
صفائیان‌پور از آسمانی گفت که مرز نمی‌شناسد، از شادی‌های کوچکی که نیروی ادامه دادن‌اند و از ترس‌هایی که می‌توان آن‌ها را به روایت تبدیل کرد. پیام نهایی او روشن بود: در جهانی که اختلاف‌ها به‌سرعت به تقابل و خشونت تبدیل می‌شوند، نباید امکان گفت‌وگو را از دست داد.
«پایان هر جنگی گفت‌وگوست؛ پس چه بهتر که قبل از جنگیدن گفت‌وگو کنیم.»
شاید راه صلح از همین نقطه آغاز شود: نه فقط گفت‌وگو با کسانی که شبیه ما می‌اندیشند، بلکه شنیدن صدای کسانی که فهمیدنشان دشوار است.
زیرا گفت‌وگو، انکار اختلاف نیست؛ تلاشی برای انسانی ماندن در میانه اختلاف‌هاست. و شاید در جهانی که هر روز بیش از پیش به مرزبندی و تقابل خو می‌گیرد، همین امکان شنیدن و شنیده شدن، تنها شانس بقای ما باشد.

🖌 رضا قاسم‌پور روزنامه‌نگار و پژوهشگر فرهنگی

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.