پرتره زنی که رنج را به تجربه، تجربه را به خدمت و زندگی را به میدان ساختن تبدیل کرده است
گاهی برای شناختن آدمها نباید از مدرک و عنوان شروع کرد. باید به سراغ روزهایی رفت که زندگی سخت گرفته است؛ همان روزهایی که آدم یا در خود فرو میرود یا از دل رنج، راهی برای دوباره ایستادن پیدا میکند. بعضیها در مواجهه با دشواری، فقط خودشان را نجات میدهند. بعضی اما از دل همان رنج، تجربهای میسازند برای دست گرفتن دست دیگران.
🌱 باور به توانستن
به دعوت انجمن روانشناسان البرز، فرصتی دست داد تا در مرکز این انجمن پای گفتوگو با او بنشینیم؛ زنی که روایت زندگیاش در یک عنوان و یک حرفه خلاصه نمیشود. مشاوره، مدیریت، آموزش و پرورش، هنر، صنایع دستی، قصهگویی و قصهدرمانی، فعالیتهای خیریه و توانمندسازی معلولان، زنان بیسرپرست و خانوادههای درگیر اعتیاد، هر کدام بخشی از این مسیرند.
اما پشت همه این فصلهای ظاهراً متفاوت، یک نخ مشترک وجود دارد؛ باور به توانستن.
🌱زنی از میان چند فرهنگ
مولویزاده کارشناسی ارشد مشاوره خانواده و دکترای مدیریت حرفهای از دانشگاه علامه طباطبایی دارد و تحصیلات خود را با کسب نمره ۲۰ به پایان رسانده است. مادری قزوینی و پدری از تبار لرستان دارد و خودش با لبخند از این ترکیب میگوید که وسط ترکها بزرگ شده است.
شاید همین زیست میان فرهنگها، نگاه او را از همان ابتدا با تفاوت، تنوع و جهانهای گوناگون انسانی آشنا کرده باشد؛ نگاهی که بعدها در فعالیتهای اجتماعی و حرفهای او به شکلی ملموستر ادامه پیدا کرده است.
🌱 سه فصل از یک زندگی
او زندگی خود را به سه فصل تقسیم میکند؛ دوران پیش از ازدواج، سالهای فعالیت هنری و صنایع دستی و سپس فصل پس از ازدواج.
از فصل هنر هنوز رؤیایی را با خود حمل میکند؛ احیای هنرهای سنتی ایران، اما نه در قالب تکرار گذشته. رؤیای او پیوند سنت و مدرنیته و خلق جهانی تازه برای کودکان است؛ طرحی که برای تحقق به حمایت و سرمایهگذاری نیاز دارد.
اما وقتی به فصل سوم زندگی میرسد، لحن روایت تغییر میکند. انگار اینجا دیگر با یک رزومه مواجه نیستیم، بلکه با انسانی روبهرو هستیم که بخشی از مسیر را با جنگیدن پیموده است میگوید وقت نشکستم و تسلیم نشدم. در مرداب زندگی دفن نشدم؛ جنگیدم. در اوج بیماری کار کردم و درس خواندم.
شاید همین چند جمله از دهها مدرک و عنوان، تصویری واقعیتر از او به دست دهد.
پس از ۱۵ سال زندگی در تهران، از سال ۱۳۹۰ ساکن البرز شده و بخش مهمی از سالهای حضورش در این استان را صرف فعالیتهای اجتماعی، آموزشی و عامالمنفعه کرده است.
🌱 قصهای به زبان درمان
یکی از فصلهای مهم و کمتر دیده شده زندگی حرفهای مولویزاده، سالها فعالیت در حوزه قصهگویی و قصهدرمانی کودک و نوجوان است.
او حدود ۵۰ قصه تخصصی در حوزه روانشناسی، قصههای کهن و داستانهای تخیلی برای کودکان و نوجوانان روایت کرده است. قصههایی که قرار نیست فقط سرگرمکننده باشند؛ قرار است به کودک کمک کنند مسئلهاش را بشناسد، درباره آن حرف بزند و راه مواجهه با آن را پیدا کند.
برگزاری کارگاههای آموزش قصهگویی کودک و نوجوان برای دانشجویان، درمانگران و خانوادهها نیز بخش دیگری از این مسیر بوده است؛ آموزش استفاده از قصه برای شناخت مشکلات، آموزش مهارتها و کمک به فرآیند درمان.
بخشی از این فعالیتها حتی از مرزهای کشور عبور کرده و ضبطهای صوتی و تصویری برون مرزی را در کارنامه او ثبت کرده است.
برای مولویزاده، قصه فقط روایت نیست. پلی است میان دنیای بزرگسالان و جهان پیچیده کودکان؛ جایی که گاهی یک شخصیت خیالی میتواند حرفی را بزند که کودک از گفتنش ناتوان است.
🌱مدرسه؛ نخستین میدان پیشگیری
مسیر او البته در اتاق مشاوره متوقف نشده است. سالها در آموزش و پرورش، در مقطع متوسطه دوم، به عنوان معاون، مدرس و مشاور فعالیت کرده و در مدارس مختلف برای دانشآموزان و والدین، جلسات آموزشی در حوزه سلامت روان و مهارتهای زندگی برگزار کرده است.
این تجربه به او آموخته است که بسیاری از مسائل روانی و اجتماعی، پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، باید در مدرسه و خانواده دیده شوند. از همین رو، آموزش برای او تنها انتقال دانش نیست؛ نوعی پیشگیری و توانمندسازی است.
🌱خیریهای که مقصدش توانمندی است
سالها همکاری با خیریه رعد کرج، حوزه معلولان جسمی و حرکتی، جامعه معلولین، انجمن دفاع از حقوق شهروندی، مجموعه قائم آل محمد، انجمنهای نیکوکاری کودکان یتیم، خیریه اصناف و انجمن نیکوکاری مهر ایرانیان، بخشی از کارنامه اجتماعی اوست.
در تهران نیز عضو هیئت مدیره دو خیریه است، با مجموعههای متعدد نیکوکاری همکاری دارد و در یک کلینیک نیز فعالیت میکند.
✍️ رضا قاسمپورروزنامهنگار و پژوهشگر فرهنگی
https://sarzaminemana.ir/?p=43185







