گفتوگو با آزیتا زمانیان؛ از «قانون حکمرانی جهانی» تا «شخصیتشناسی» بر اساس آیات قرآن
در روزگاری که نسبت نسل جدید با دین و قرآن، بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفتوگو، بازخوانی و طرح پرسشهای تازه است، انتشار آثاری با رویکرد متفاوت میتواند زمینهساز شکلگیری یک گفتوگوی فکری جدی باشد.
آزیتا زمانیان، با پیشینهای متفاوت از فضای مطالعات حوزوی، پس از سالها فعالیت در عرصه حسابداری، حسابرسی، طراحی سیستم و مشاوره مدیریت، به پژوهش درباره قرآن و نگارش دو اثر با عناوین «قانون حکمرانی جهانی» و «شخصیتشناسی» بر اساس آیات قرآن روی آورده است.
او میگوید این آثار حاصل یک پروژه کوتاهمدت نبوده، بلکه محصول حدود سه دهه مطالعه، جستوجوی موضوعی و تلاش برای یافتن پاسخ پرسشهایی است که میان آموختههای دینی و واقعیتهای جامعه در ذهنش شکل گرفته است.
در این گفتوگو، با او درباره انگیزه نگارش این آثار، مفهوم حکمرانی جهانی، شخصیتشناسی قرآنی، نسبت نسل جوان با قرآن و ضرورت تحمل دیدگاههای متفاوت به گفتوگو نشستهایم.
خانم زمانیان، برای آغاز گفتوگو از خودتان بگویید. چگونه از حسابداری و طراحی سیستم به پژوهشهای قرآنی رسیدید؟
تحصیلات دانشگاهی من در ظاهر ارتباط مستقیمی با این پژوهشها ندارد. سال ۱۳۶۸ در رشته حسابداری از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران فارغالتحصیل شدم و سالها در حوزه حسابداری، حسابرسی، طراحی سیستم و مشاوره مدیریت فعالیت کردم.
اما در طول این سالها، پرسشهایی درباره فاصله میان آنچه از دین آموخته بودم، انتظاراتی که از دین داشتم و آنچه در جامعه مشاهده میکردم، ذهنم را به خود مشغول کرده بود. وقتی پاسخ برخی از این پرسشها را پیدا نکردم، تصمیم گرفتم به جای بسنده کردن به پاسخهای موجود، خود قرآن را بیشتر و موضوعیتر مطالعه کنم. این مسیر بهتدریج به پژوهش و سپس نگارش انجامید.
«قانون حکمرانی جهانی» و «شخصیتشناسی» بر اساس آیات قرآن چگونه شکل گرفتند؟
این دو اثر حاصل حدود ۳۰ سال مطالعه و گردآوری مطالب است و یکباره شکل نگرفتهاند.
برای نمونه، دغدغه شناخت انحرافات و نفوذ دشمن، مرا به مطالعه موضوعی درباره شخصیت ابلیس و سپس سایر دشمنان سوق داد. این مطالعات در نهایت به فهم و بررسی آیات ۶۰ و ۶۱ سوره یس منتهی شد.
در موضوع حقوق بشر نیز توجه به آموزههای قرآن درباره عدم سلطه غیرمؤمنان بر مؤمنان، زمینه شکلگیری مباحثی در این حوزه شد.
تجربه من در طراحی سیستم نیز کمک کرد این مطالب پراکنده را دستهبندی و در قالب یک ساختار منسجم ارائه کنم. تلاش کردهام نگاه اثر، محدود به یک جامعه یا جغرافیا نباشد و کرامت و امانتی را که خداوند به انسان سپرده، در مرکز توجه قرار دهد.

عنوان «حکمرانی جهانی» چه تعریفی دارد و چه نسبتی با قرآن پیدا میکند؟
خداوند در قرآن فارغ از تفاوتهای اعتقادی فردی، برای همه حق زندگی قائل شده؛ لذا ساختار قدرت باید به گونهای باشد که مؤمنان زیر سلطه غیرمؤمنان قرار نگیرند.
نکته مهم این است که مفهوم مومن را نباید صرفا به مسلمانان امروز محدود کرد، از طرف دیگر وقتی خداوند خطاب به اهل کتاب صحبت میفرماید، در این زمان مسلمانان هم مخاطب این آیات هستند.
از سوی دیگر، بر اساس اعتقاد شیعی، اگر امام زمان(عج) حکومت تشکیل دهند، مبنای آن قرآن خواهد بود و این حکومت برای همه اقوام و ملتهاست. با توجه به اختیار انسان، طبیعی است که حتی در چنین جامعهای نیز افراد با باورهای متفاوت حضور داشته باشند.
بنابراین، از منظر من، حکمرانی جهانی باید بر مبنای اصول قرآنی و با لحاظ کرامت و اختیار انسان تعریف شود.
در «شخصیتشناسی بر اساس آیات قرآن» چه مسئلهای را دنبال کردهاید؟
این کتاب با دو دغدغه شکل گرفت؛ نخست، برای فهم مفهوم «تولی و تبری» باید دوست و دشمن خدا را بشناسیم.
دوم، وقتی شعار بنیادین اسلام «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» است، باید ابتدا «اله»هایی را که خدا نیستند بشناسیم و کنار بزنیم تا «الله» باقی بماند.
در این نگاه، شناخت دشمن یکی از ارکان شناخت مسیر الهی است. به همین دلیل، آیات ۶۰ و ۶۱ سوره یس برای من اهمیت ویژهای دارند؛ جایی که ابتدا دشمنی شیطان یادآوری و سپس عبادت خداوند و پیمودن راه مستقیم مطرح میشود.
آیا هدف شما نزدیک کردن مخاطب امروز، بهویژه نسل جوان، به قرآن بوده است؟
هدف اصلی، جامعه مومن بود که در گیر دین موروثی هستند و نسل به نسل از دین خالص دور شدهاند و یادآوری دستور خداوند که فرمود: ای کسانیکه ایمان آوردید، ایمان بیاورید!
به باور من، دین نباید صرفاً به حوزه معنویت فردی محدود شود. مؤمن باید باور داشته باشد که قرآن میتواند در پاسخ به مسائل اجتماعی و مشکلات جوامع امروز نیز راهنما باشد.
آیا بازخوردی از مخاطبان داشتهاید؟
بله.
یکی از ویژگیهای این آثار، تأکید بر مطالعه مستقیم آیات و توجه به معنای ظاهری آنهاست.
گاهی دانستههای قبلی، تفاسیر یا برداشتهای رایج باعث میشوند مخاطب نتواند آیه را در نسبت با مسائل امروز بازخوانی کند. من تلاش کردهام این فاصله را کاهش دهم و مخاطب را دوباره با خود متن قرآن مواجه کنم.
همین رویکرد موجب شده برخی خوانندگان نسبت به موضوعاتی که پیشتر بدیهی میدانستند، دوباره پرسش کنند و به بازخوانی آیات بپردازند.
چه کسانی بر مسیر فکری شما تأثیر گذاشتند؟
تفسیر، ترجمه و بررسی موضوعی قرآن توسط آقای قرائتی در شکلگیری نگاه جدید من مؤثر بود.
البته برای تدوین کتابها از افراد مختلفی نیز درخواست همکاری کردم، اما در نهایت به دلیل فراهم نشدن این همکاریها، تصمیم گرفتم کار را شخصاً ادامه دهم.
وضعیت آثار دینی و مواجهه جامعه با آنها را چگونه ارزیابی میکنید؟
به اعتقاد من، هر مکتب فکری پیش از هر چیز نیازمند تبیین فلسفه، اصول و زیرساختهای خود است.
اگر قرار است حکومت الهی را بشناسیم، باید ابتدا فلسفه و فونداسیون آن را از ریشه بررسی کنیم. در حالی که بسیاری از مطالعات امروز، جزءبهجزء و پراکندهاند.
در این دو اثر تلاش کردهام از رأس هرم و زیرساخت فکری آغاز کنم و سپس به اجزا برسم؛ ضمن آنکه فقط به آیات قرآن استناد کردهام و معنای ظاهری آیات را در یک سطح مورد بررسی قرار دادهام.
البته این مجموعه نیاز به چکش کاری فقهی، علمی و حقوقی هستند ، لذا از عزیزان در حوزه های فوق درخواست اظهار نظر و نقد پویا دارم
مهمترین مانع در تولید و عرضه اندیشههای دینی چیست؟
به نظر من، مشکل فقط آثار دینی نیست. ورود افراد جدید به بسیاری از حوزههای فکری دشوار است و فضای گفتوگو گاهی تحمل دیدگاه متفاوت را ندارد.
قرآن در آیات ۱۷ و ۱۸ سوره زمر، شنیدن سخنان مختلف و پیروی از بهترین آنها را مورد تأکید قرار میدهد. با این حال، گاهی افراد پیش از آنکه سخنشان شنیده شود، قضاوت میشوند.
به نظرم باید فضای گفتوگو را گسترش دهیم؛ افراد باید بتوانند بدون ترس از طرد شدن، پرسشها و برداشتهای خود را مطرح کنند و عالمان دین نیز بستری برای شنیدن و نقد این دیدگاهها فراهم کنند.
از متولیان فرهنگی و مسئولان حوزه نشر چه انتظاری دارید؟
بیش از حمایت مالی، انتظار من فراهم کردن فرصت گفتوگو و ارائه اندیشه است.
من برای برگزاری جلسات و معرفی این آثار به مجموعههای مختلف مراجعه کردم، اما گاهی پاسخ این بود که موضوع جدید نیست، فرصت نداریم یا جوانان از قرآن فاصله گرفتهاند.
در مقابل، یکی از استادان دانشگاه پس از مطالعه کتاب، آن را یک اثر مرجع و نوعی دایرهالمعارف با دستهبندی مناسب توصیف کرد.
به باور من، پیش از هر چیز باید امکان شنیده شدن، نقد شدن و گفتوگو درباره آثار جدید فراهم شود.
اگر قرار باشد پیام اصلی این دو کتاب را در یک جمله خلاصه کنید، چه میگویید؟
«دین خدا را از خدا بشنوید.»
و سخن پایانی شما با جوانانی که شاید با قرآن فاصله گرفتهاند؟
حتی اگر خدا را قبول ندارید، قرآن را دستکم بهعنوان یک کتاب بخوانید؛ حتی در حد یک رمان.
پیشنهاد من این است که ابتدا ترجمهای ساده و روان، بدون توضیحات تکمیلی مترجم، مطالعه شود و اجازه دهیم خود متن با ما سخن بگوید.
شاید یک مواجهه بیواسطه با قرآن، آغاز پرسشهایی باشد که انسان را به سوی شناخت عمیقتر هدایت کند.
در پایان نیز از شما بابت توجه و صبوری در طرح این مباحث تشکر میکنم.

گفتوگو و تنظیم: رضا قاسمپور
روزنامهنگار و پژوهشگر فرهنگی









