یکی از خروجیهای جلسات گفتوگو محور خانه احزاب، آشنایی با چهرههای جدید در حوزههای مختلف میباشد. خانم نسترن مکرم متولد ۵۲ مرودشت، بزرگ شده شیراز و لیسانس عکاسی بوده و «گلی زیبا در مرداب» و «آخرین نشانی» رمانهای چاپ شده ایشان هستند. دو رمان و مجموعه شعر این بانوی عاشق پیشه و قلم به دست ساکن فردیس کرج زیرچاپ میباشد.
نسترن مکرم از آن دست نویسندگانی است که نوشتن برایش صرفاً یک انتخاب ادبی نیست؛ تلاشی است برای شنیده شدن صداهایی که گاه در هیاهوی جامعه گم میشوند. دغدغه اصلی او، روایت دردهای اجتماعی و بهویژه مسائل زنان ایرانی است؛ روایتهایی که ریشه در واقعیت دارند و میکوشند ناگفتهای را به زبان داستان بیان کنند و مخاطب را به همدلی وادارند.
رمان؛ زبان روشنتر روایت
مکرم اگرچه خود را شاعر نیز میداند و همچنان شعر میسراید، اما برای بیان مسائل اجتماعی، رمان را انتخاب مناسبتری میداند. از نگاه او، زبان رمان صریحتر و ارتباط آن با مخاطب آسانتر است و میتواند مفاهیم و دغدغههای نویسنده را روشنتر منتقل کند.
انجمنهای ادبی؛ خانوادهای برای اهل قلم
او حضور در نشستها و انجمنهای ادبی را بخشی مؤثر از مسیر نویسندگی خود میداند؛ فضایی که به گفته او، علاوه بر ایجاد انگیزه برای نوشتن، امکان همفکری، تبادل تجربه و همکاری میان اهالی فرهنگ و هنر را فراهم میکند.
زنان نویسنده و نسل تازه کتابخوان
مکرم آینده ادبیات را تا اندازهای به نسل جدید امیدوار میداند. به باور او، گرایش جوانان به رمان و کتاب افزایش یافته و این نشانهای مثبت برای آینده فرهنگ مطالعه است. او امیدوار است این روند ادامه پیدا کند و نسل جدید بیش از پیش با کتاب و ادبیات پیوند بخورد.
خانواده؛ پشتوانه قلم
دختر و پسر مکرم مهمترین مشوقان او در مسیر نویسندگی بودهاند. دخترش در ویراستاری و گردآوری آثار همراه او بوده و پسرش نیز با تشویق و ایجاد انگیزه، نقش مهمی در تداوم این مسیر داشته است. او از استاد دانشگاه و کسانی که از دوران کودکی استعداد نویسندگیاش را دیده و تشویقش کردهاند نیز به نیکی یاد میکند.
نوآوری؛ حلقه مفقوده ادبیات امروز
مکرم معتقد است ادبیات معاصر بیش از هر زمان دیگری به تجربه و نگاه تازه نیاز دارد. به باور او، بازآفرینی آثار و سبکهای گذشته نیز خود میتواند هنر باشد، اما ادبیات زمانی پویاتر میشود که نویسندگان بتوانند روایت، فرم یا نگاهی تازه خلق کنند.
نویسنده؛ صدای جامعه
از نگاه او، نویسنده در برابر جامعه مسئولیت دارد. روایت زندگی مردم، دردهای اجتماعی و واقعیتهای پیرامون، یکی از مهمترین رسالتهای قلم است. او البته تخیل را نیز بخشی ارزشمند از ادبیات میداند، اما معتقد است هر نویسنده باید دستکم گاهی از دل جامعه و برای مردم بنویسد.
ممیزی؛ جایی که حقیقت گاهی ناگفته میماند
مکرم ممیزی را یکی از عواملی میداند که میتواند نویسنده را به خودسانسوری سوق دهد؛ وضعیتی که در آن گاه حرف اصلی اثر گفته نمیشود و فاصلهای میان آنچه نویسنده میخواهد بگوید و آنچه نهایتاً به مخاطب میرسد، شکل میگیرد.
زنانهنویسی در سایه نگاههای جنسیتی
به باور این نویسنده، هنوز نگاههای جنسیتزده در جامعه وجود دارد؛ نگاههایی که قدرت و عقلانیت زن را نادیده میگیرند و احساسات را نقطه ضعف او میپندارند. با این همه، او معتقد است جامعه در مسیر تغییر قرار گرفته و وضعیت نسبت به گذشته رو به بهبود است.
شهرت مجازی؛ رقیب کیفیت؟
مکرم معتقد است شهرت در فضای مجازی امروز بر دیده شدن آثار ادبی تأثیر گذاشته است. با این حال، مخاطب جدی ادبیات همچنان کیفیت قلم را تشخیص میدهد. نگرانی او بیشتر متوجه نویسندگانی است که آثار خوبی دارند اما به دلیل نداشتن حضور و شهرت مجازی، فرصت شنیده شدن پیدا نمیکنند.
شیراز؛ شهر فرهنگ و خلوت اهل هنر
مکرم شیراز را سرزمین فرهنگ، هنر و فرهیختگی میداند و معتقد است بخشهایی از ظرفیت ادبی و فرهنگی این شهر کمتر دیده شده است. به باور او، بسیاری از هنرمندان شیرازی بیش از شهرت، برای دل خود و از سر عشق میآفرینند؛ شاید همین روحیه نیز یکی از دلایل کمتر دیده شدن برخی استعدادها باشد.
از شیراز تا البرز؛ مهاجرتی بدون گلایه
مهاجرت او از شیراز به البرز، حاصل کمبود امکانات در زادگاهش نبوده است. شیراز نیز کلانشهری برخوردار است و از نگاه او، نویسنده میتواند در هر نقطهای از جهان به نوشتن ادامه دهد. مشغلههای زندگی، مهمترین دلیل تأخیر او در انتشار آثارش بوده است.
ادبیات؛ نه برای نفرت، که برای همدلی
او معتقد است ادبیات نباید به بازتولید زنستیزی، مردستیزی یا اختلافات قومی و اجتماعی دامن بزند. از نگاه مکرمی، قلم میتواند به جای تعمیق شکافها، پل ارتباطی میان انسانها باشد.
اگر دوباره متولد میشدید، باز هم نویسنده میشدید؟
پاسخ او کوتاه و قاطع است: «قطعاً.»
نسترن مکرم نویسندگی را مسیری پرچالش میداند، اما معتقد است هیچ قلهای بدون عبور از دشواریها فتح نمیشود. برای او نوشتن پیش از آنکه راهی برای شهرت باشد، یک عشق دیرینه است؛ عشقی که از کودکی با او همراه بوده و امروز در قالب کتاب، شعر و روایتهای اجتماعی ادامه پیدا کرده است.
او میگوید حتی اگر دیده نشود، باز هم خواهد نوشت؛ چرا که برای یک نویسنده واقعی، گاهی خودِ نوشتن، مهمتر از دیده شدن است.
به قلم : رضا قاسمپور
روزنامهنگار و پژوهشگر فرهنگی
https://sarzaminemana.ir/?p=43050






