نرخ باروری ایران به کف تاریخی ۱.۴۴ فرزند به ازای هر زن سقوط کرده و پیشبینیها از کاهش جمعیت به ۳۱ میلیون نفر تا پایان قرن حکایت دارد. این زنگ خطر، فراتر از یک معضل آماری، هشداری ژئوپلیتیک برای جایگاه تمدنی ایران در همسایگی کشورهای با رشد جمعیت انفجاری است؛ جایی که فقدان پیوند میان مشوقهای دولتی و واقعیتهای اقتصادی – اجتماعی، استراتژی افزایش جمعیت را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
به گزارش سرزمین مانا، تحولات جمعیتی ایران در دهههای اخیر، مسیری چرخشی را طی کرده است. کشوری که در دهه شصت با نرخ باروری بالای ۶ فرزند، انفجار جمعیت را تجربه کرد، اکنون با نرخ باروری ۱.۴۴ (پایینتر از سطح جانشینی ۲.۱) به یکی از سریعترین روندهای کاهش جمعیت در منطقه تبدیل شده است . این آمار، دیگر یک پیشبینی تئوریک نیست، بلکه واقعیتی است که در کاهش تعداد موالید به زیر یک میلیون نفر در سال ۱۴۰۳ و تداوم روند نزولی آن عینیت یافته است .
کارشناسان بر این باورند که این پدیده، فراتر از یک چالش اقتصادی و اجتماعی، یک تهدید ژئوپلیتیک برای ایران محسوب میشود. جمعیت در دنیای امروز، یکی از ارکان اصلی قدرت ملی و مؤلفهای کلیدی در معادلات منطقهای است . پیشبینیها حاکی از آن است که در صورت تداوم روند فعلی، جمعیت ایران تا سال ۲۱۰۰ میلادی به حدود ۳۱ تا ۳۲ میلیون نفر کاهش خواهد یافت؛ رقمی که در مقایسه با جمعیت ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیون نفری همسایگانی نظیر پاکستان یا بیش از ۳۰۰ میلیون نفری عراق و عربستان، جایگاه ایران را در منطقه به شدت تضعیف خواهد کرد . این افول جمعیتی، نه یک تهدید خارجی، بلکه نتیجه «فرسایش درونی» و زوال سرمایه انسانی در بلندمدت ارزیابی میشود.
در پاسخ به این هشدارها، سیاستهای کلی جمعیت در سال ۱۳۹۳ ابلاغ و سپس قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» در سال ۱۴۰۰ به اجرا درآمد . هدف این قوانین، مقابله با کاهش نرخ باروری از طریق اعطای وام، تسهیلات و محدودیتهای پزشکی بود. با این حال، گزارشهای رسمی نشان میدهد که این استراتژی با موفقیت همراه نبوده است؛ بهطوریکه وزیر کشور نیز اخیراً بر «شکست» این قانون در توقف روند کاهشی موالید صحه گذاشته است . به گفته کارشناسان، مشکل اصلی در این است که سیاستهای جمعیتی، بدون توجه به بسترهای اقتصادی و فرهنگی طراحی شدهاند .
آمارها نشان میدهد که تورم مزمن، کاهش قدرت خرید خانوارها و ناامنی اقتصادی، مهمترین موانع فرزندآوری در ایران هستند . هزینههای بالای مسکن، معیشت و اشتغال، تصویر روشنی از آینده برای زوجهای جوان ترسیم نمیکند و فرزندآوری را به یک «بار مالی سنگین» تبدیل ساخته است. در کنار این چالش اقتصادی، تغییرات عمیق فرهنگی نظیر افزایش سن ازدواج، تمایل به تکفرزندی و بازتعریف نقش خانواده در جامعه مدرن، بر شدت این بحران افزوده است . تجربه جهانی نشان داده که مشوقهای نقدی صرف، بدون بهبود چشمانداز رفاهی و کاهش ریسکهای اقتصادی، نمیتواند مسیر کاهش فرزندآوری را معکوس کند.
تحلیلها سه مسیر محتمل را برای آینده جمعیتی ایران ترسیم میکنند: سناریوی اول، تداوم وضع موجود و کاهش جمعیت به حدود ۳۱ میلیون نفر با پیری شتابان است. سناریوی دوم، افزایش نرخ باروری به ۱.۹ و تثبیت جمعیت در حدود ۶۲ میلیون نفر و سناریوی سوم، خوشبینانهترین حالت، عبور از سطح جانشینی و دستیابی به جمعیتی بالای ۱۰۰ میلیون نفر است که تحقق آن مستلزم تحولات بنیادین در سیاستهای حمایتی، زیرساختهای شهری، امنیت شغلی مادران و تزریق امید به نسل جوان است. آنچه مشخص است، تفاوت میان این سناریوها، تفاوت میان «ایرانی پویا» و «ایرانی فرسوده» در قرن آینده است.
نویسنده: رضا ترابی ممقانی
https://sarzaminemana.ir/?p=40026









