به قلم – مریم مرندی(فعال رسانه)
امروزه زنان به یکی از مهمترین جریانهای سینمایی در سطح جهانی تبدیل شده است. سینما و تلویزیون دیگر تنها مکانی برای بازنمایی داستانهای مردانه نیست؛ بلکه دنیای جدیدی از زنان، هویتهای چندگانه و پیچیده و دیدگاههای تازه در آن شکل گرفته است، آثار زنانه نه تنها در جشنوارهها، بلکه در گیشههای جهانی هم حرفهای بزرگی برای گفتن دارد و در این وادی زنان فیلمساز نیز حرفهای بسیاری برای گفتن دارند.
در سینمای زنانه، زنان معمولاً در کانون توجه قرار دارند و مشکلات، چالشها، و مسیرهای زندگی آنها بهطور عمیقتری بررسی میشود. برخلاف سینمای مردانه که معمولاً بر قهرمانهای مرد تمرکز دارد، فیلمهای زنانه بیشتر به تجزیه و تحلیل عواطف، مشکلات اجتماعی، و هویتهای زنان میپردازند.
یکی از اصلیترین ویژگیهای سینمای زنانه بررسی موقعیتهای اجتماعی زنان است.فیلمهایی که زنان کارگردانی کردهاند اغلب به بررسی مسائلی چون حقوق زنان، مشکلات کاری و عشق و دلدادگی پرداختهاند.
در سینمای زنانه، استفاده از تصاویر، رنگها و ترکیببندیها بیشتر برای تأکید بر درونمایههای عاطفی و روانشناختی شخصیتها است. بهویژه در آثار کارگردانان زن همچون نرگس آبیار، میتوانیم گاهی شاهد استفاده از تکنیکهای خاصی مانند سکانسهای طولانی و آهسته برای تأکید بر تجربههای درونی شخصیتها باشیم.
سریال زنانه” بامداد خمار” ساخته نرگس آبیار روایتهای پیچیدهتری از زندگی زنان دارد و به جای دنبال کردن یک خط داستانی ساده، به لایههای مختلف تجربههای انسانی و زنانه پرداخته است. این نوع روایتپردازی نشاندهنده پیچیدگیهای بیشتر در زندگی زنان است.
روابط در سینمای زنانه معمولاً بهطور عمیقتری بررسی میشوند.سینمای زنانه بر احساسات، ارتباطات انسانی و چالشهای روانشناختی تأکید میکند.
تجربه نرگس آبیار در بامداد خمار پر از جسارت، سرسختی و الهام است. او فقط سریال نساخت، بلکه ذهنیت تماشاگران را تغییر داد و اثبات کرد نگاه زنانه، یک زاویه اضافه نیست، بلکه بخشی ضروری از روایت جهان است.
چیزی که در سریال بامداد خمار میبینیم جسارتی است که در انتخاب سوژه و پرورش آن وجود دارد. کنجکاوی او برای جستجوی داستانهای پنهان زنانه لابلای وقایع تاریخی، توانسته اثر شوکه کنندهای بر مخاطب بگذارد تا بفهمد موانع و محدویت ها در همه دوران بوده و فقط باید نگرش عبور را آموخت.
در سریال” بامداد خمار “نرگس آبیار توانست با اثر خود همتراز با سینماگران مرد، در حوزه تولید آثار تاریخی قدرتنمایی کند و اتفاقا نمره قبولی هم بگیرد و این بزرگترین محرک است برای دیگر فیلمسازان زن که نترسند و جلو بیایند.
نرگس آبیار با کارگردانی سریال ” بامداد خمار “علاوه بر پرداختن به چالشهای یک زن در مسیر رسیدن به هدفی غیرممکن، تصویری پرقدرت از پشتکار و شجاعت زنانه ارائه میدهد. بازی ترلان پروانه در نقش محبوبه، با ظرافتی تحسینبرانگیز ترکیبی از شکنندگی و قدرت را به نمایش میگذارد. حضور بازیگران برجستهای چون لاله اسکندری، مرجانه گلچین و گلاره عباسی نیز به غنای اثر افزوده است.
نگاهی به کارنامه نرگس آبیار، خبر از آیندهای هیجانانگیز میدهد؛ چون ایدههای بیشماری هنوز منتظر فرصتاند تا جهان را از دریچه نگاهشان تماشا کنیم. هنر وقتی زنده میماند که چندصدایی باشد و هر قاب، تجربهای نو را روایت کند. حمایت از زنان فیلمساز، فقط یک حرکت نمادین نیست؛ بلکه تضمینی است برای آنکه هنر همچنان جرات داشته باشد به سراغ ناشنیدهها و نادیدهها برود. شاید هنوز راه زیادی در پیش باشد، اما همین مسیر، ارزش دیدن و رفتن را دارد.
کارگردانی چون نرگس آبیار که در کارنامه خود تجربههای مهمی همچون “شیار ۱۴۳”،”نفس”، “شبی که ماه کامل شد”،را با محوریت زنانی قدرتمند به تصویر درآورده، در اکثر آثار های خود دست روی سوژهها و فضاهای داستانیای گذاشته که متأثر از دنیای زنان و دغدغههای زنانه بوده است.
امضای نرگس آبیار تصاویری است که تماشاگر را برانگیخته میکند و سبک شاعرانهای که در تصویرپردازی دارد منحصر به فرد است؛ زنی که قابهایش ما را وادار میکند عمیقتر نگاه کنیم، حتی وقتی تماشای آنچه میبینیم، آسان نیست.
نرگس آبیار با پشتوانه نویسندگی و ساخت فیلم و سریال ، راه ارتباط با مخاطب و ساخت آثاری تاثیرگذار را میداند. آثار نرگس آبیار همیشه با دقتی مثالزدنی فیلمبرداری شدهاند و او جهان داستانهایش را با چنان تراکمی از جزییات میآفریند که مخاطب بهجای مشاهده، خود در آن تنفس میکند و همین است که بعد از سریال سووشون، سریال بامداد خمار را هم دیدنی کرده است.
https://sarzaminemana.ir/?p=41623









