×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : دوشنبه, ۲۶ مرداد , ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Monday, 17 August , 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 6 خبر
درنگی در کتاب مدرسه ستیزی

جستارگشایی:
کتاب چالشی “مدرسه‌ستیزی” با رویکرد (بازاندیشی در آموزش) محصول عرق روحیِ جامعه‌ شناسان معاصر اروپا، سابه(معاون دانشگاه بارسلونای اسپانیا) و بال (بازنشسته دانشگاه کالج لندن) در نیمه دوم سال ۴۰۴ با ترجمه فاخر مجموعه “حمید رضا کفاش” و پیش گفتار عالمانه نعمت‌اله فاضلی‌ در پیشخوان کتاب فروشی‌های کشور آرام گرفته است. کتاب در ۲۳۰ صفحه‌ مشتمل بر هشت فصل مجزا، ضمن شخم زدن آموزش کلاسیک و رسمی، نهایتا با بولدوزرِ از روی آموزش و پرورش مدرن مستقر بر مدرارس غرب عبور می‌کند. واقعیت آنست که کتاب مدرسه‌ستیزی برای بهبود یا اصلاح آموزش نیست بلکه درباره پاک‌سازی آواراهای مدرسه و استفاده از فضای حاصل برای پرواز در افق‌های ناپیدا و دور دست‌های محو و مبهم است به قول انیشتن:”نمی‌توان یک مسئله را با همان ذهنی که آن‌را خلق کرده، حل کرد” در ادامه مطلب، نگاهی گذرا و تنقیدی به فصول هشتگانه کتاب مدرسه‌ستیزی می‌اندازیم.

🔷 اپیزود اول:
نعمت‌اله فاضلی جامعه شناس شهیر معاصر در مقدمه کتاب مدرسه‌ستیزی می‌نویسد: باله و سابه معتقدند:هیچ راهی برای بهبود وضعیت مدرسه وجود ندارد مدرسه بیماری نیست که درمان‌پذیر باشد بلکه باید راهی نو برای آموزش فرزندان خلق کنیم.” مدرسه نه تنها قادر به تغییر ساختارهای ناعادلانه نیست بلکه خود بخشی از این ساختارهاست. در نگاه باله و سابه معلم نه آموزش دهنده سوژه‌ها بلکه کسی‌ست که در فرآیند آموزش، سوژه‌ها راخلق می‌کند آموزش تئاتری‌ست که در آن معلم و دانش‌آموز هر دو بازی‌گرند.

🔷 اپیزود دوم:
آموزگار و روش تدریس باید نه به عنوان مجموعه‌ای از مهارت‌ها و دانش‌ها، بلکه به عنوان فرایند شکل گیری سوژه‌ای اخلاقی، نوعی سیاست و رابطه‌ای با اخلاق به جای حقیقت بازاندیشی شوند این رویکرد مستلزم تعهد به پرورش یادگیرندگان اخلاقی با تردید سالم نسبت به وضعیت موجود است در حالی که همزمان قادر باشند خطاپذیری خود را بپذیرند و در برابر چارچوب غالب آموزش مدرن و اشکال زندان گونه آن قرار گیرند.

🔷 اپیزود سوم:
تاریخ میوه قدرت است اما خودِ قدرت هیچ‌گاه به اندازه‌ای شفاف نیست که تحلیل آن زائد باشد.
بارزترین نشانه ی قدرت ممکن است نامرئی بودن آن باشد، و چالش نهایی، آشکارسازی ریشه های آن؛ بازاندیشی جامعه‌شناسی آموزش به معنای شناسایی و به چالش کشیدن اپیستم مدرنی است که امکان آن را فراهم می آورد تا از طریق دکولونی کردن «دانش» و خودِ ما برای انجام این کار، مفاهیم، دیدگاه‌ها روشها هویت‌ها و حقایق پژوهشی باید به عرصه‌های کشمکش و مبارزه تبدیل شوند میدانی برای نبردی معرفت شناختی.

🔷 اپیزود چهارم:
عمل و تفکر ما به عنوان آموزگاران باید فراتر از تسلی‌های پوچ رستگاریِ امید ناتوان به اصلاح و تکیه بر پیش فرض‌های ساده و بدون بررسی دین مدارانه حرکت کند ما باید در عوض برای مذاکره فعال با آینده با گشاده‌دستی و انعطاف‌پذیری تلاش کنیم. آموزش به عنوان یک وظیفه سیاسی و اخلاقی دقیقاً به مراقبت از جهان تبدیل می‌شود؛ زندگی واقعی که فراخوانی برای ظهور یک جهان دیگر است.

🔷 اپیزود پنجم:
به جای آن که انتظار داشته باشیم آموزش جامعه را اصلاح کند باید آن را به عنوان بخشی فعال از فرآیند گسترده و بسیار فوری تحول اجتماعی ببینیم. راه حل چالشهای آموزشی، اجتماعی و محیط زیستی که انسانها با آن مواجه‌اند نمی‌تواند در فناوری‌ها و روشهای کهن و انضباطی مدرسه جستجو شود. ادامه زندگی از طریق خیرِمشترک و خودسازی، نیازمند آموزشی است که سازگار تجربی و درگیر باشد و بر هستی شناسی میان وابسته و رابطه‌ای استوار باشد در این چارچوب آموزش شامل شکل‌هایی از روابط همکارانه است که هدف آن هم تولید راههای نوین زیستن، بودن و یادگیری است.

🔷 اپیزود ششم:
پرسش‌های مربوط به حکمرانی جامعه مدنی و توسعه پایدار به طور واضح بُعد جهانی دارند. به طور پارادوکسیکال نیز نیازمند نزدیکی بیشتر هستند، بنابراین ما آموزش
متفاوت را به عنوان فعالیت مشترک در چارچوب زیر ساخت‌های اجتماعی نزدیک بازاندیشی روابط سیاسی و محیطی، حس مالکیت جمعی بر طبیعت و منابع طبیعی از هر نوع و به عنوان شکلی از جامعه عملی نه آرمانی بر پایه معرفت شناسی ادامه حیات تصور می‌کنیم آموزشی که با آنچه شده‌ایم مواجه شده و امکان متفاوت بودن را ارائه می‌دهد. ادامه نقد کتاب در 👇

https://eitaa.com/rezaqasempoor

🔷 اپیزود هفتم:
… شکل‌گیری خود، هنگامی رخ می‌دهد که در نافرمانی نسبت به اصولی که انسان بر اساس آن شکل می‌گیرد صورت گیرد؛ در این صورت فضیلت به عملی تبدیل می‌شود که خود به واسطه آن خود را در مسیر رهایی از سلطه شکل می‌دهد به عبارت دیگر این عمل خطر دگرگون شدن فرد به عنوان یک سوژه را به همراه دارد جایگاهی هستی شناسانه ناپایدار که دوباره این پرسش را مطرح می‌کند در اینجا چه کسی سوژه خواهد بود و چه چیزی به عنوان زندگی محسوب خواهد شد؟ این یک لحظه پرسشگری اخلاقی است که ایجاب می‌کند عادتهای قضاوت خود را کنار بگذاریم و به عملی پرخطرتر روی آوریم عملی که می‌کوشد از محدودیت هنر و خلاقیت پدید آورد.

🔷 اپیزود هشتم:
استراتفورد معتقد است: “هیچ راه حل کاملی برای بحران پیچیده کنونی زمین وجود ندارد اما ممکن است مسیرهای بهتری وجود داشته باشد…» به عنوان نقطه شروع و محور این کتاب، ما مدرسه را در قرن هجدهم به عنوان راه حلی برای مسئله جمعیت پدیدار شده می‌دانیم جمعیت همزمان با پیدایش دولت مدرن بود و مدرسه وسیله ایده‌آلی برای تولید شهروندی مطیع و دولت پذیر فراهم می‌کرد اما ۲۰۰ سال بعد شکل حکومتی که مدرسه اجرا می‌کند و سوژه‌هایی که تولید می‌کند خود به مشکلی تبدیل شده‌اند؛ مانعی برای بقای ما به عنوان یک گونه، مدرسه قادر نیست به عدالت اجتماعی، برابری، تداوم زندگی، رفاه یا پایداری قابل دوام کمک مثبت کند زمین کشتی فضایی مادر وضعیت بحرانی است و نجات سیاره با بازیافت بیشتر‌، رشد اقتصادی بیشتر، باغهای مدرسه‌ای بیشتر، آموزش غیرسیاسی برای پایداری که عمدتاً بر انسانها تمرکز دارند، اجتناب از اضطراب زیست‌محیطی یا صرفاً با گسترش مدارس حاصل نخواهد شد. آموزشی درباره آینده و برای آینده که بتواند سوژه‌ای اکولوژیک یا شهروند سیاره‌ای تربیت کند در کلاس درس نمی‌تواند و نخواهد توانست اجرا شود بیایید آموزش را فراتر از مدرسه شروع به تصور کنیم.

🔷احساس مفید بودن و تعلق‌خاطر

سابه و بال معتقدند: اگر می‌خواهیم زنده بمانیم باید سرنوشت مشترکمان را به رسمیت بشناسیم و نه اینکه بر هویت‌های متفاوت خود تکیه کنیم ما نیاز داریم که برای هدفی مشترک تلاش کنیم و همزمان انسانیت خود را به پرسش بگیریم آنچه در حال حاضر ما انسانی می‌کند چیست؟ تمام ساکنان زمین در عمیق‌ترین معنا خویشاوندند و وقت آن رسیده است که مراقبت بهتری از گونه‌ها به عنوان مجموعه‌ها نه گونه‌ها یکی‌یکی داشته باشیم این همان زمان حال است که در آن و در راستای آن می‌نویسیم. مسئولیت آموزشی ما، می‌تواند حس معنا به زندگی جوانان بدهد؛ نه تنها به طور واضح به عنوان احساس مفید بودن بلکه در معنای عمیق‌تر به عنوان حساس تعلق یا اشتراک گذاری یادگیری زندگی پایدارتر و مشارکت در فعالیتهای سیاسی معنادار، مؤثر بلکه پاسخ به بسیاری از مشکلات مبتلابه انسان معاصر بدهد.

چرا کتاب مدرسه‌ستیزی را بخوانیم⁉️

دکتر فاضلی نیز چون مولفین کتاب معتقد است: “سوژه اکولوژیک” شرط بنیادین جامعه امروز و فرداست اما این سوژه به تنهایی کافی نیست. ما نیازمند سوژه‌هایی هستیم که علاوه بر حساسیت زیست‌محیطی، نسبت به بحران‌های اقتصادی،خانوادگی، سیاسی و بین‌المللی نیز اگاه و مسئول باشند. کتاب مدرسه‌ستیزی نه تنها نقدی رادیکال بر نهاد مدرسه مدرن است بلکه دعوتی‌ست به بازاندیشی در مفهوم اموزش،نقش معلم،جایگاه دانش‌آموز و نسبت به آموزش با جامعه،زندگی و آینده. خوانش این کتاب به عنوان فرصتی برای تامل، گفت‌و‌گو و خلق افق‌های تازه در آموزش و پرورش ایران بر ما ضروری‌ست. تخیل جسورانه و نقد بنیادین مؤلفین کتاب، حداقل می‌تواند الهام‌بخش مسیرهای تازه‌ای برای اصلاح،احیا و بازآفرینی نهاد مدرسه در کشورمان باشد.
ختم کلام آنکه: به عنوان یک معلم خبرنگار علاقمند به مسائل دستگاه تعلیم و تربیت معتقدم که: کتاب چالشی مدرسه‌ستیزی؛ شورشی بر علیه مدارس مستقر و طغیانی علیه هنجارهای حاکم بر آموزش و پرورش در اشل جهانی‌ست. فراموش نمی‌کنیم که نوآوری و توسعه، فرزند تشکیک‌،مولود تفکر انتقادی و البته طغیان‌ بر هنجارهای‌ رایج و سنتی‌ست.

 

✍️ #رضا_قاسم‌پور

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.